کانال تلگرام
-
تاریخ: 1401/4/22 ساعت: 6:50
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">Adblock test (Why?)
گُنه گرددر بلخ آهنگری /به شوشتر زدند گردن مسگری
-
تاریخ: 1398/3/29 ساعت: 3:38
پیرو تقلب گسترده و گروهی بچه ها در امتحان عملی منکسل(کنسل شده:)) دکتر ص استاد خوش اخلاق! مون و رییس دپارتمان آناتومی فرموده بودن که از روز امتحان تئوری 27 خردا تا 5 تیر هر لحظه آماده گرفتن امتحان عمل
تقدیم به همه دختران سرزمینم...
-
تاریخ: 1397/4/25 ساعت: 14:06
حقیقت امر اینه که دخترها همه جای دنیا به شدت توانمند هستن به شرطی که جلوشون گرفته نشه و بال و پرشون چیده نشه و وارد حاشیه هایی نشن که هیچ سودی به حالشون نداره که در اغلب موارد این اتفاق میفته و در همه دنیا دخترها رو کمتر از پسرها می پندارن و نتایج یه تحقیق تو آمریکا نشون میده که توی یه کلاس کالج که ...
سفرنامه شیراز
-
تاریخ: 1397/3/31 ساعت: 17:08
يكشنبه, ۲۰ خرداد ۱۳۹۷، ۰۴:۳۱ ق.ظ سه شنبه 7 صبح وقتی رسیدیم شیراز حُرم گرمایی که احساس کردم نوید این رو می داد که قراره سخت بگذره چون من به شدت گرمایی ام و گرما عجیب روی اعصاب و خلق و خوم تاثیر میذاره دیگه شما حسابش رو بکنین تو دمای 40 درجه من چه جوری میشم :)در بدو ورود راننده تاکسی که ما رو از راه آ...
خوش آن دل کاندر آن نور امید است
-
تاریخ: 1397/3/31 ساعت: 17:08
این که میگن آدمی به امید زنده است رو من بارها با گوشت و پوست و استخونم لمس کردم . لحظاتی رو تو زندگیم تجربه کردم که اگر امید به آینده هرچقدرم کم رنگ نداشتم قطعا کم می آوردم و جا می زدم . الان دارم روزهایی رو سپری می کنم که خیلی به کنکور نزدیکن و من احساس می کنم مهم ترین کاری که ازم براومده این بوده ...
امان از جوگیر شدن!!
-
تاریخ: 1397/3/31 ساعت: 17:08
امروز از صبح که بیدار شدم حوصله هیچ کاری نداشتم تا ظهر جز اندک مقدار تاریخ ادبیات هیچی نخوندم . نبودن مادرم هم مزید بر علت بود . نهار رو خوردم و دیدم اینجوری نمیشه .خلاصه که جوگیر شدم و گفتم یه کم آشپزخونه رو جمع کنم شاید حالم جا اومد رفتم تو آشپزخونه و با کوهی از ظرف روبرو شدم تقریبا پشیمون شدم و ب...
دل مترسان ای برادر گرچه ورطه هایل است
-
تاریخ: 1397/3/31 ساعت: 17:08
برادرکم آزمون سنجش ١١ خرداد رو واقعا خراب کرد طوری که درصد دورقمی یکی دو تا داشت حتی عمومیا رو هم واقعا بد زده بود :'( کارنامه اش رو هنوز که هنوزه به پدرم نشون نداده. اصولا بچه توداریه از بچگیش هم همینطوری بود ولی من کاملا متوجه میشم که خیلی بی انگیزه شده و هیچ دل و دماغی واسه درس خوندن نداره. خیلی ...
زخم های روح فرسا خورده ام
-
تاریخ: 1397/3/31 ساعت: 17:08
زیر لایه های پنهان وجودم دخترکم گوشه ای نشسته، زانوهایش را بغل کرده و مثل ابر بهار اشک می ریزد. می خواهم به او نزدیک شوم ، موهای بلندش را نوازش کنم و به او بگویم دخترک قشنگم هیچ چیز در دنیا ارزش اشک های تو را ندارد؛ اما وا اجازه نزدیک شدن نمی دهد و با حرکاتش به من می فهماند که دوست دارد تنها باشد و ...
عَجائب الافکار غَرائب الآثار !!
-
تاریخ: 1397/3/31 ساعت: 17:08
مادرم میگه این روزا عجیب غریب شدی یهو دارم باهات صحبت میکنم میری تو عوالم خودت بعد یهو از هپروت میای بیرون میپری میری از تو کتاب یه چیزی رو چک میکنی بعد صدات از توی اتاق میاد که بلند بلند داری به خودت میگی اون چیزی که یادت رفته بود . واقعا حق داره مادرم این روزا یه مدل عجیبی شدم مثلا چند روز پیش که ...
یه کم بیشتر کنکوریا رو درک کنیم !
-
تاریخ: 1397/3/31 ساعت: 17:08
یکی از اقوام نه چندان دورمون دخترخانمیه ٩ ماه از من بزرگتر که دو ماه قبل ازدواج کرد ما از بچگی هم بازی بودیم و هم صحبت ( ایشون خواهر همون گل پسری هستن که من علوم باهاش کار میکردم ). آخرین بار ٢ هفته قبل میزبان این خواهر و برادر و مادرشون بودیم و دیشب دیدم که بهم تکست داده که میدونم درس داری و چیزی ت...
اخلاق، وجدان اخلاقی و دیگر هیچ
-
تاریخ: 1397/3/31 ساعت: 17:08
چند وقت قبل انباری رو زیر و رو کردیم و من کارتن هایی پیدا کردم که توش یه سری از کتاب های نوجوونیام و کودکیام بود یه سری رو برداشتم و با خودم آوردم بالا هم به خاطر نوستالژی شون و هم اینکه بعضیاشون حاوی مطالبی بودن که به درد همه ادوار زندگی آدم میخورد. یکی از این کتاب ها زندگی نامه دانشمندان بود وقتی ...
من و دندان و دهان این چه حکایت باشد ؟!
-
تاریخ: 1397/3/31 ساعت: 17:08
مادرم میگن من خیلی زود دندان درآوردم اگه اشتباه نکنم حول و حوش ٤/٥ ماهگی و میگن که به شدت از همون موقع روی بهداشت همون یکی دو تا دندان حساس بودن و حتی توی مهمونی هایی که به آخر شب ختم میشده مسواک من رو با خودشون می بردن تا من بدون مسواک نخوابم ! من هم از وقتی خودم رو شناختم یاد ندارم شبی رو بدون مسو...
The last one
-
تاریخ: 1397/3/31 ساعت: 17:08
فردا آخرین آزمون سنجشه و من احساس میکنم که تراز ١٠٦٠٠ آزمون قبلی من رو غره کرده و می ترسم که یک هفته مونده به کنکور این آزمون خدای نکرده خراب بشه و همه معادلاتم بهم بریزه :'((( از ترس دارم سکته میکنم و هیچ جوری نمیتونم خودم رو آروم کنم موضوع اینجاست که دلیل این همه استرس و تشویش رو خودم هم متوجه نمی...
کامم از تلخی غم چون زهر گشت
-
تاریخ: 1397/3/11 ساعت: 18:53
نمیدونم بگم متاسفانه یا خوشبختانه ولی دور و اطراف من پر بوده همیشه از کِیس های ازدواج ناموفق :'( از دخترهایی که با هزار امید و آرزو وارد خونه ای شدن که قرار بود خونه امید و آرزوهاشون باشه اما از اون همه امید و آرزو جز نقشی بر آب چیزی نمونده . از کسی که بیست و چند ساله داره زندگی میکنه تااا کسانی که ...
تَندُرُستی ورای سلطانی است !
-
تاریخ: 1397/3/11 ساعت: 18:53
یه آزمایش خون کامل داده بودم برای چکاپ معمولی . ده روز طول کشید تا جوابش آماده بشه و تو این ده روز خود خدا میدونه که از استرس چی کشیدم که نکنه خشی به سلامتم افتاده باشه . خداروشکر همه چیز خوب بود ولی واقعا از اعماق قلبم خداروشکر کردم و باز از همون اعماق قلبم دعا کردم که خدا توی این ماه نقره ای و ستا...
چشم ما بسیار زین خواب پریشان دیده است ٢
-
تاریخ: 1397/3/11 ساعت: 18:53
انگار این اضغاث احلام لعنتی دست بردار نیستن از سر ما ! امروز دوباره وقتی در حال خواب بی وقت نیمروزی بودم خواب دیدم با یه کوله پشتی پر از کتاب و چند تا از کتاب های قطور کنکوریم تو دستم رفتم آموزشگاهی که سال آخر دانشگاه کلاس زیست شناسی میرفتم اونجا چون برای زبان انگلیسی کنکور کلاس ثبت نام کرده بودم !!...
مادرِ فرزند جویان وی است
-
تاریخ: 1397/3/11 ساعت: 18:53
مادرم معمولا خیلی کم آش درست میکنه چون واقعا موقعی که درست میکنه براش سنگ تموم میذاره و خب بالتبع خیلی باید زحمت بکشه البته من کمک میکنم ولی خب در نهایت مسئولیت اصلی با خودشونه . دیروز قرار شد که برای امروز افطار مهمون داشته باشیم مادرم گفت خوبه یه کم آش درست کنم و کشمکش من و خان داداشم شروع شد . چو...
بر در دل ز آرزو قفل شکیبایی زدم
-
تاریخ: 1397/3/11 ساعت: 18:53
چند روز قبل داشتم با خودم فکر می کردم که چرا چند سال قبل همه چیز انگار آسون تر و سهل الوصول تر بود و من انگار چقدر راحت تر به اون اهدافی که داشتم می رسیدم ، خوب که فکر کردم و ریشه یابی کردم دیدم کلید طلایی فقط یک عبارت بوده : صبر و شکیبایی. به قدری توی دو سه سال اخیر ناشکیبایی و بی تابی کردم برای رس...
تقدیم به خودم با عشق !
-
تاریخ: 1397/3/11 ساعت: 18:53
توی اینترنت دنبال یه هدیه تولّد خلاقانه و علمی و در عین حال جذاب میگشتم برای اون شاگرد به غایت باهوشم که قبلا راجع بهش صحبت کرده بودم که کاملا اتفاقی وارد سایتی شدم که وقتی خودم بچه بودم همه اسباب بازی های فکریم ساخت اون شرکت بود و من هنوز دارمشون اون اسباب بازی ها رو . چشمم خورد و دیدم که سایتش مدل...
مخاطب: بچه های کلاس نهمی
-
تاریخ: 1397/3/11 ساعت: 18:53
خوب یادمه موقعی که کلاس اول دبیرستان بودم ، یه زنگ داشتیم به نام برنامه ریزی تحصیلی و شغلی که حتی یادمه کتاب داشت و توش کِیس هایی رو مطرح کرده بود که مثلا درست انتخاب نکرده بودن و تبعاتش گریبان گیرشون شده بود . اون موقع توی ١٤-١٥ سالگی برام خنده دار بود که یه انتخاب به این سادگی اینقدر زندگی آدمها ر...